فریاد بکش عشقت را بگذار همه بفهمند
زندگی چندی بس است !
کوتاه
در نگاهش غرق شو
درست همان لحظه ای که سکوت بینتان
عطش جنونتان را شعله ور میکند فریادش کن
بگذار همه بفهمند تو دیوانه اویی
میخواهی اش
بخدا این دیوانگی به عاقلی می ارزد
رفیق دیوانگی کن که
زندگی چندی کوتاه است ..
صورتت مثلثی از طلا
چشمانت امواج ملایم دریا
دستانت آرامش بی وصف جهان
آغوشت کویری نرم و آرام
لبانت لطافت آهنگین خدا
و اینک این تویی ای نقاشی شاه کار خدا
گاهی دلم آن قدر می گیرد که حتی اشک هم حوصله ی ریختن ندارد.
می نشینم و به نبودنت فکر میکنم ،
به جاهای خالی ای که هیچ چیز و هیچ کس پُرشان نکرد.دلتنگی عجیب است؛
آرام نمی آید،یهو هجوم می آورد..
درست وسط شلوغیِ روز،درست وقتی که فکر می کنی قوی ای .
دلم برایت تنگ شده،برای حرف هایی که نصفه ماند
برای خنده هایی که دیگر تکرار نشد.
برای خودم ،برای دختری که کنار تو ساده تر نفس می کشید.
حالا اما هرشب،دلم با خاطره ها سر می کند.
و من با سکوتی که از نبودت مانده.
هیچ کس نمی فهمد دلتنگیِ یک دختر یعنی چه .
یعنی بغض هایی که بی دلیل می آید،یعنی شب هایی که خواب از چشم می افتد.
یعنی لبخندی که فقط برای دیگران است.
دلم تنگ است و نمی دانم به کجای این دنیا باید پناه ببرم وقتی نبودت این قدر سنگین است .
گاهی فقط میخواهم کسی بفهمد که من خوب نیستم.
که این آرامش ظاهری،فقط نقاب است،دلم برایت تنگ است،
برای ما،برای چیزی که قرار بود بماند اما نماند
و من هنوز ،هرشب،با دلتنگی میخوابم
با امیدی که نمیدانم به چه چیزی بسته است .
-پناه-
غمگینانه ترین ترانه باران را
زمانی خواهید شنید
که در دل غم
از دست دادن عزیزان را داشته باشید
و این بار را به دوش بکشید،
شبها به خوابتان میآیند
و وقتی بیدار میشوید
توانایی لمس صورتشان را ندارید!💔