آر....امن،زیبای مطلق،جهان حیران از خلق تو
ای که وجودت آرزوی همه خوبان،
ای که لمست تجسم بی پایان رویا
ای که نامت طنین رویین تن دنیا
ای که چشمت فانوس جاودان کران
در خلع فلک بی تو چه کنم؟
ای یار خوش خط و خالم ،بی تو همه دنیا شده تیره وتارم
دستم گیر که در آبی نیلگون جهانت
همه غرق شوم،
که در این ره نزد تو آیم.
امواج خروشان زلفت زد به دلم دست
ناگاه به خود آیم که دیدم همه خواب است .
گفتند:《که از لبان او غافل شو
ماه رمضان است کمی عاقل شو》
می بوسم و از کسی ندارم ترسی
ای روزه!اگر معترضی باطل شو!