دوستت داشتم چنانکه گویی آخرین عزیز من بر روی زمینی؛و چنان رنجم دادی، گویی آخرین دشمنت بر روی زمین بودم.
هروقت یک نفرو داغون کردی و باهاش بد حرف زدی اما اون هنوز مثل قبل باهات رفتار میکرد مطمئن باش که اون زیادی دوستت داره،اذیتش نکن : ))
هدایت شده از کَمیمَن
عاشق ِیک احتمالم در کلاس زندگی
احتمال اینکه اوهم دوستمیدارد مرا...
شاید دلتنگیت مرا به جنون کشیده
که گاهی تورا در کنار خود حس میکنم. ساعت هاا گرم صحبت با تو میشوم، دستان خود را باز میکنم که تورا در آغوش بگیرم ناگهان به خود می ایم که میبینم کسی رو به رویم نیست .
با خود میگویم :
میترسم که دیوانگی دوست داشتن تو مرا انگشت نمای این شهر کند