دلم تنگ شده؛
برای یک حادثه
حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجره
شبیه باز شدن شکوفه ای در دل سنگ
من دلم تنگ حادثه ایست!
حادثه ای شبیه آمدن تو...
در قطار ، صندلی هایمان را جا به جا کردیم، تو پنجره را میخواستی و من میخواستم تورا نگاه کنم :)
می ترسم کسی جایم را در قلبت بگیرد بوی تنت را بگیرد آغوشت را از من بگیرد ،
چه احساس مبهمی است حسادت .