فکرم شلوغ است، ذهنم آشفته و مغزم بهم ریخته، قلبم ب زور پمپاژ میکند و چشمانم از بس ب دنبال تو گشتند دگر سو ندارند، دستانم گر گرفته اند و ب خنکای دستان تو نیازمندن ؛ تمام بدنم درد میکند و سلول های بدنم اجزانه گرمای تنت را طلب میکنند یعنی وقت ان نرسیده ک فاصله ها از این همه انتظار خجالت بکشند؟
جنگ باشد ،
قحطی باشد ،
تحریم باشد ،
هرچه باشد چه اهمیتی دارد تو باشی همه چیز خوب است ...