یه فکت هست میگه..
وقتی دلتنگ کسی هستی آدم دیگه ای میشی:»
عصبی تر,کلافه تر,تلخ تر,بداخلاق,سردرگم و..
و جالب اینه با آدمای اطرفات هم کاری نداری و برات اهمیتی ندارن،هیچی خوشحالت نمیکنه و اگر این دلتنگی ادامه پیدا کنه دیگه هیچوقت اون آدم قبلی نمیشی..!:)
نمی دانم چرا امشب واژه هایم
خیس شده اند . . .
مثل ِ آسمانی که امشب می بارد …
و اینک باران بر لبه ی ِ پنجره ی ِ احساسم
می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد …
تا شاید از لحظه های ِ دلتنگی گذر کنم…
دلتنگی را چگونه هجی کنم تا درک کنی ؟
چهار ستون بدنـم
زیر سنگینی اش
تا خورده است . . .
دلتنگی شبیهِ یه دردِ پنهونِ لایه لایس، تو جمعیت حرف میزنی و میخندی و به روزمرگیت میرسی اما نهایتا به محض اینکه تنها بشی، دستتو میگیری به اولین ستون و تکیه میدی بهش و چشماتو از درد فشار میدی، از درد خم میشی..
دلتنگی شبیهِ زخمیه که بُرشش روی انگشتات به یه سانتم نمیرسه، اما عمقش تا مغزِ استخونته..