آغوشت نه در داشت ، نه سقف داشت و نه حتی دیوار
اما میان گره دستانت
تمام دنیا برایم بی خطر میشد!
پناهگان امن من ، بوی تن تو ، و دو بازوی گشاده
تو بود:))!
" یه دقیقه دیگه معلوم نیست کی مُردست کی زنده"
اگه قراره یه دقیقه دیگه نباشم دلم میخواد بهت گفته باشم که چقد صداتو،خنده هاتو، دلداری دادنتاتو و حتی غرغر کردناتو دوس دارم.
به غیر از چشم هایت در جهان چیزی نمیبینم ،
به غیر از چشمهایت این جهان چیزی مگر دارد؟
کاش دلتنگی هم مثل اشک بود
می ریخت وتمام می شد
می ریخت وسبک می شدی
آن وقت مجبورنبودی
هرروزحجم عظیمی ازدلتنگی ها
راباخودت به این طرف وآن طرف ببری:)
من حسودی میکنم
به تمام گوشهایی که صدای تورا میشنوند،
تمام چشمهایی که تورا میبینند،
و همه کسانی که اطراف طُ هستند.