یه وقتایی دلتنگی میاد سراغ آدم، بیهشدار، بیهیچ دلیل، فقط یه جوری ته دلت میلرزه، یه بغض مینشینه زیر گلوت و نمیدونی باهاش چیکار کنی، نه میتونی بگی، نه میتونی نگهش داری، انگار یه صدایی از درونت مدام تکرار میکنه، کاش بود، دلت میره دنبال خاطرات، دنبال حرفهایی که نیمهکاره موندن، لبخندایی که دیگه تکرار نمیشن،میفهمی دلتنگی یعنی نبودن یه نفر، اما بیشتر از اون یعنی کم شدن یه گوشه از خودت که فقط اون بلد بود پرش کنه:)️
برای دیدن تاریکی نیاز نیست منتظر شب باشی
اونی که باید باشه اگه نباشه ، همیشه شبه . .
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
گرچه من تجربهای از نرسیدنهایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد
با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظهی بر پا شدنش می ارزد
دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد
سالها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کرم به زیبا شدنش می ارزد..