میترسم دنیا تمام شود،
در همین حال که ما، یک فنجان چای نیز با هم نخوردهایم و در خیابانی دست در دست راه نرفتهایم.
تو را شبیه شب دوست میدارمت؛
یکدست، یکرنگ، بیصدا، تنها و البته بیپایان، بیپایان، بیپایان.
دوریات تلختر از قهوهی تلخ قجری،
زندگی بی تو مساوی شده با دربهدری،:)
بی تو دنیای من از جنس کویر لوت و
ای ك سرسبزتر از خاطرهی ِ راٰمسری!
اصفهان با همهی جاذبهاش میداند .
ك تو بر جسته ترین بارقه هایِ هنری :)