eitaa logo
وِصال؛
409 دنبال‌کننده
571 عکس
341 ویدیو
0 فایل
" ܢ‌ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ ߊ‌ࡐ‌ ‌‌" یکمین روز از هفتمین ماه"سال" :) و من می‌نویسم تا جایی که قلمم نفس بکشه..! شَنوای حرفاتون؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/5750141
مشاهده در ایتا
دانلود
باور کن اگر بمیرم، استخوان‌هایم، خاکسترم، جَسدم، کفنم، تو را دوست خواهند داشت.
آغشته شده ام به تو به عطرِ تنت همچون جزیره ای که اسم و رسم اش را با بهارش می‌شناسند ...
مرگ آمد چهره‌ام را بی تو دید و گفت: آنچنان مُردی که از دست من هم کاری برنمی‌آید.
و هرکس به اندازه‌یِ دلتنگی هایش درگیرِ شب است :)!
دلبرم باشی جهانم را فدایت میکنم، با نگاهی از تو جانم را فدایت میکنم بیخیالِ زهره و کیوان و کلِ کهکشان، ماهِ من شو آسمانم را فدایت میکنم!🤍
و من می‌توانم آنقدر از تو بنویسم که تمام واژه ها تورا فریاد بزنند:)!
منِ سرمازده را گرم در آغوش بگیر ، به هوای بغلت بود که سرما خوردم ..
تو آخرین بازمانده‌ی دلخوشی‌های منی ؛ مرا ببر آنجا که بودنت تمام نشود.
می‌دانی، سخت‌ترین بخشِ نبودنت، گم کردنِ آن آرامشی است که در پناهِ تو داشتم. دلم برای آن لحظاتی تنگ شده که تمامِ جهان را پشتِ سرم رها می‌کردم و فقط سرم را روی شانه‌ات می‌گذاشتم. آنجا، جایی که تپش‌های قلب تو، تنها موسیقیِ آرام‌بخشِ دنیای من بود. روی شانه‌ی تو، سنگینیِ تمامِ غصه‌ها، تمامِ خستگی‌ها و تمامِ ترس‌هایم ناپدید می‌شد. انگار شانه‌ی تو، مرزِ میانِ آشوب و آرامش بود. حالا که نیستی، انگار تمامِ دنیا بی‌دلیل شلوغ و پر از صدا شده؛ چون آن پناهگاهِ کوچک و امنِ من، دیگر نیست تا من را از هیاهوی زندگی نجات دهد.
وقتی آدم کسی را دوست داٰرد، همیشه چیزی برایِ گُفتن یا نوشتن به او پیدا می‌کند، تا آخرِ عمر..
شب با واژه ها بخیر نمیشود...! شب در آغوش توست که بخیر میشود:)
چگونه‌ میتوان‌ از شب‌ ترسید وقتی‌ ماه‌ تویی؟ . .