eitaa logo
وِصال؛
409 دنبال‌کننده
571 عکس
341 ویدیو
0 فایل
" ܢ‌ܘ ࡅ߭ߊ‌ܩܢ ߊ‌ࡐ‌ ‌‌" یکمین روز از هفتمین ماه"سال" :) و من می‌نویسم تا جایی که قلمم نفس بکشه..! شَنوای حرفاتون؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/5750141
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتند از آمدنش بگو،گفتم: مُرده بودم،جان دوباره ام شد از این جهان مرا همین بَس که او باشد .
چه بدانم عزیز من ؛ حتی اگر تو میان مان دیواری بکشی من در نهایت آن دیوار را به رنگی که تو دوستش داری نقاشی خواهم کرد . .
در وصف چشمانت چه بسُرایم که لغات تَوانش را ندارند . .
ز قیامت همه ترسند و من آنجا شادم به امیدی که در آن معرکه دیداری است.( :
آدمیزاد عجب موجود عجیبی ست! بیزار دیدن هزاران نفر، و در حسرت دیدار یک نفر...
خدا کند این عمر کوتاه باشد وگرنه سپری کردنش بی تو جان دل میخواهد که من ندارم: ))
من از قبل باخته بودم مچ انداختن بهانه بود، برای گرفتن دوباره دست های تو : )
گفت خواب در چشم هایت بود اما تو بیدار نشسته بودی چرا؟ گفتم من سعی میکردم بخوابم اما.... هی یادم افتاد... یادم افتاد... یادم افتاد...
انقدر دلم برات تنگ شده که با خودم میگم خوشبحال آدمایی که دور و برتن خوشبحالشون که میتونن صداتو بشنون ببیننت و کنارت باشن چیزی که من فقط آرزوشو دارم .....
‌
روز محشر به خدا خواهم گفت آنکه از من تو گرفتی همه ی جانم بود..( :