᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
یه سال دیگه ، یه ۳۶۵ روز دیگه ، یه 8760 ساعت دیگه ، یه ۵۲۷ هزار و ۴۰ دقیقه دیگه و یه ۳۱ میلیون و ۶۲۲
عیوای مرسییی عید توهم مبارکک♡♡♡♡♡
᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
یه سال دیگه ، یه ۳۶۵ روز دیگه ، یه 8760 ساعت دیگه ، یه ۵۲۷ هزار و ۴۰ دقیقه دیگه و یه ۳۱ میلیون و ۶۲۲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
یه سال دیگه ، یه ۳۶۵ روز دیگه ، یه 8760 ساعت دیگه ، یه ۵۲۷ هزار و ۴۰ دقیقه دیگه و یه ۳۱ میلیون و ۶۲۲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
۲۱ فوریه 23 : 09 دفترچه
۲۱ مارچ 23 : 02
دفترچه
هدایت شده از ᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
در وانِ خون و افکار خودش غرق شده بود، نیمه هشیار به او نگریست؛ هنوز هم آنجا بود، خودش نه اما توهمش برای همیشه مانده بود تا عذاب هر روزش شود. چشمانش رو دیگر باز نکرد و همه چیز بی معنی شد.
⊹ فروردین ָ۫࣪