همه میدانند
که من و تو از آن روزنهٔ سرد ِعبوس
باغ را دیدیم
و آز آن شاخهٔ بازیگر ِدور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند ؛
اما من و تو
به چراغ ُ آب ُ آینه پیوستیم
و نترسیدیم
سخن از پیوند سست دو نام
و همآغوشی در
اوراق کهنهٔ یک دفتر نیست
سخن از گیسویِ خوشبخت ِ من است ..
-فروغفرخزاد.