از شبهای بیستارهات بگو و از انگشت هایی که در تنهایی به دیواری خالی کشیده شدهاند .
حال دست هایت را به دست باد بسپار ؛
به دست افقی بیمرز و مهربان .
به سوی روزی که برای تو سبز شده است روانه شو .
از همین حالا ، همین جا .
پروانهها هیچوقت از تاریکی نمیترسند ؛
آنها فقط منتظر اولین پرتو نور میمانند ..
شاید ما هم
بیشتر از آنکه گم شده باشیم ،
منتظر طلوع خودمانیم ))✨