هدایت شده از ☆★𝓓𝓪𝓲𝓵𝔂 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓪𝓷★☆
دومیش اینه که وقتی شاگرد رنگوکو بوده با داداش سنجورو دوست های صمیمی بودن و این وسط نایزاکی مخفیانه دوسش داشته و اون روزی که سر از قلعه موزان در میارن این بدبخت تازه تمرینش تموم شده بوده و داشته میگرفته به سنجورو بگه دوسش داره ولی توی راه زارت زیر پاش یک در باز میشه میره تو قلعه و اونجا سقط میشه آخر هم کانائه چون یکی دیگه از دوست های صمیمی نایزاکی بوده به تانجیرو میگه تانجیروهم به سنجورو میگه
هدایت شده از ☆★𝓓𝓪𝓲𝓵𝔂 𝓛𝓲𝓵𝓲𝓪𝓷★☆
بعدی اینه که
نایزاکی همیشه معتقد بود شمشیرش قراره همیشه ازش محافظت کنه ولی توی قلعه که بوده تی جنگیدن با یکی از شیاطین رده بالا به دست شمشیر خودش که از کمرش رد میشه از سینش میزنه بیرون دار فانی رو وداع میگه و پخ میشه
هدایت شده از 𖣠›`°𝖺𝗂𝗋𝗒 𝖼︎𝗁︎𝖺𝗇︎ ⸙• ۟ قلمروی فرفری؟
به احتمال خیلیییی زیاد بسیاری تغییر تو راه است👩🏽🦯
(چطوره بزارم ویپ ابدی بمونه؟😃)
#wip
Dᶦᵃʳʸ ᵒᶠ ᶜˡᵘᵐˢʸ ᵍᶦʳˡ
ریریس خاله شرمندتم گند زدم توت😭
وید دقیقا منظورت چیه این یه شاهکار واقعیه😭😭