اگر یه چیزی تو گلوتون باشه درحال خفه کردنتون باشه چکار میکنید الان همین حس رو دارم
هدایت شده از حوالی افکار ؛
ولی ترکیب بسیار حساس بودن و زیاد فهمیدن انگار نفرینه، از کارهاشون ناراحت میشی در عین حال که کاملا میفهمی منظور و نیتشون از این کار چی بوده و با خودت کلنجار میری به روشون بیاری یا نه.
هدایت شده از حوالی افکار ؛
ببخشید عزیزم اشتباه از من بود؛
من داشتم سعی میکردم آدمیو با جون و دل دوست داشته باشم که قبول نداشت زندگی، موندن و ساختنه.
هدایت شده از حوالی افکار ؛
برای زندگی کردن در این گوشه ی دنیا، آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد"
هدایت شده از حوالی افکار ؛
هر اندازه باهوشتر باشید دوستان کمتری خواهی داشت، چرا که خیلی زود به شخصیت حقیقی آدمها پی میبرید و متوجه میشوید که آدمهای خیلی کمی شایسته دوستی هستند.
هدایت شده از حوالی افکار ؛
یه مریضی هم هست که دوس داری همه چیزو تنهایی حل کنی ولی زورت نمیرسه و توی تنهاییه خودت تنها تر میشی.