eitaa logo
دانلود
ری‌ست یه روز بیدار می‌شی، نگاه می‌کنی به آدمایی که همیشه بودن؛ همونا که فکر می‌کردی شبیه اکسیژن، همیشگی و حیاتی‌ان. بعد می‌بینی نه، دیگه اون ترکیب آشنا رو ندارن. عوض شدن. نه اینکه بد شده باشن، نه. فقط دیگه اون آدمِ تو نیستن. انگار همه‌مون از یه در زمان رد شدیم و هرکی یه جای دیگه پیاده شده. اون رفیقی که همه رازات پیشش بود، حالا وقتی زنگ می‌زنی یه جوری جواب می‌ده که حس می‌کنی مزاحمش شدی. اون آدمی که تمام تکیه‌کلامات رو ازش یاد گرفتی، حالا خودش یه زبان جدید داره که تو الفباش رو بلد نیستی. دردش اینجاست که تغییرشون آروم آروم اتفاق افتاده، مثل زنگ زدنِ آهن. یهو به خودت میای می‌بینی اون ستونی که روش حساب می‌کردی، الان پر از تَرکه. سخته ببینی کسی که باهاش خاطرات مشترک داری، الان توی خاطرات جدیدش دیگه تو نقشی نداری. می‌بینی که هدف‌ها عوض شده، اولویت‌ها جابه‌جا شده. انگار هرکدوم‌مون یه فیلتر جدید روی زندگی‌مون کشیدیم و حالا دنیای هیچ‌کدوممون دیگه شبیه اون یکی نیست. توی جمع هم که می‌شینیم، یه عالمه حرف نگفته، یه سکوت سنگین و یه عالمه سوال بی جواب بینمونه. حس می‌کنی داری با یه “نسخه‌ی فیلتر شده” از عزیزترینت حرف می‌زنی. صداش همونه، قیافه‌ش همونه، ولی روحِ اون آدم، اون انرژی آشنا، رفته یه جای دیگه. و تو می‌مونی و یه عالمه عکس قدیمی که فقط اونا حقیقت رو می‌گن: ما یه روزی چقدر نزدیک بودیم، چقدر شبیه. شاید این قانون بازیه، که هیچ پیوندی قرار نیست تا ابد سر جاش بمونه. شاید این ماییم که زیادی چسبیدیم به ورژن‌های قدیمی آدم‌ها. ولی این دلِ لعنتی نمی‌فهمه. فقط می‌پرسه: ما کِی اینقدر از هم دور شدیم؟ و جوابش هیچ‌وقت به گوشش نمی‌رسه. _راوی خاطرات گمشده.
هر کس پیاممو میبینه برام دعا کنه یا علی:)
ولی اگه امام رضا ضامن‌مون نبود ، قلبامون تا الان صدبار منفجر شده بود .❤️‍🩹 @h_e_n_as
شما برا یکی صدتو بزار ، بهترین رفتارو بکن ، اگه آخرش یه دوزاری و بهت ترجیح نداد بیا بزن زیر گوش من .
من را سبب شکستن هیچ دلی قرار نده:))🥲❤️‍🩹
بزرگترین زندان انسان، ترس از قضاوت دیگران است.
نه خواهر تب دارم بدن درد سرفه عطسه
سلام عزیزوم خوبی
[Void Log]
نه خواهر تب دارم بدن درد سرفه عطسه
ای بابا مراقب خودت باش دختر نچ چیز بزن اهان اسپری سالبوتامول