eitaa logo
دانلود
روزا رفته رفته دارن تکراری تر میشن و چیز جدیدی به زندگیم اضافه نمیشه .
وقتی دورت شلوغ میشه آدمایی که تا الان تحملتون کردن رو یادتون نره.
اين دنيا پر از آدماييه كه هنوز همديگه رو پيدا نكردن.
هدایت شده از 🕯
هیچ چیزی رو فراموش نمیکنم . هیچ وقت یادم نمیره : اون شبی رو که شب تا صبح دستام از استرس لرزید . اون روزی رو که خورد تو ذوقم رو یادم نمیره . اون شبی رو که شب تا صبح بغض راه گلومو گرفته بود و بی صدا اشک ریختم یادم نمیره . اون روزی که رفتم پشت دیوار گریه کردمو بعد اشکامو پاک کردم با لبخند اومدم بیرون رو یادم نمیره. اون شبی رو که از درد تا صبح نخوابیدم یادم نمیره . اون روزی رو که تایپ کردم "خوبم " ولی اشک از چشمام داشت میومد یادم نمیره . اون شبی رو که گلوله گلوله اشک ریختم صبح پاشدم و صبحونه خوردم کسی فهمید شب نخوابیده بودم و داشتم گریه میکردم ؟ . اون روزی که بغض کرده بودم از حرف هایی که نزدم به کسی که بشنوه کسی بود ؟ . من همیشه تنها بودم . حتی اون روزهایی که از شدت گریه چشمام باز نمیشدم تنها بودم ، حتی وقتی داشتم از درد میمردم تنها بودم من همیشه تنها بودم ، تنها گریه کردم ، تنها غصه خوردم ، تنها از دلتنگی ها و غصه هام نوشتم و خودم جوابشون دادم ، تنها با دیوار اتاقم حرف زدم . من یه وقت هایی او چیز های مورد علاقه بدم میومد . یه وقتایی از خوراکی مورد علاقم متنفر میشدم . من ظاهرم شاده و خندونم . ولی درونی خسته و غمگین دارم .. اون روزی که با دوستام و خانوادم میخندم کسی میفهمه حالم بده ؟ . روزایی که پست های خنده دار و شاد تو چنل میزارم کسی متوجه میشه حالم خوب نیست ؟ . اون موقع هایی که دارم تو چت باهات میگم و میخندم میدونی دارم گریه میکنم ؟ . نه کسی نمیفهمه و نمیدونه . همین نفهمیدن ها آدم رو بزرگ تر میکنه به درک میرسه . تنهایی آدمو بزرگ میکنه . آدم میفهمه که خودش باید مراقب خودش باشه ، خودش خودشو آروم کنه . خودش اشکاشو پاک کنه و سرشو رو شونه خودش بزاره ؛ خودش به خودش دلداری بده و به قلبش چسب بچسبونه و دوباره ادامه بده به همچی ..  ✍🏻. کپی ؟ به هیچ وجه راضی نیستم .
گاهی وقتاهم معجزه میتونه یه آدم باشه که میاد تو زندگیت.
من بی خیال نیستم،استرس دست و پامو شل میکنه.
«حرف نزدن دلهره‌ای بود و حرف زدن و درست فهمیده نشدن، دلهره‌ای دیگر.»
«تنها یک بهانه‌ی کوچک لازم است تا دوباره داغ دلم تازه شود و هفته ها نیاز است که فراموش کنم و مدت هاست این چرخه در زندگی من تکرار می‌شود.»
«و چون ما تظاهر میکردیم، کسی اندوهمان را درک نکرد»
گاه در وجودمان به قبرستانی محتاجیم ؛ برای چیزهایی که درونمان می‌میرند ..