eitaa logo
دانلود
تو زندگی یه مرحله‌ای هست که فقط میشینی و نگا میکنی. نه می خندی ، نه گریه میکنی، نه عصبانی میشی،، نه غصه می‌خوری، نه ذوق میکنی، خنثیِ خنثی؛ به گذشته‌ت فکر میکنی، به تموم چیزایی که برات مهم بودن و حالا بهشون حسی نداری، به آیندت فکر میکنی، که چقدر مبهمه، چقدر ترسناکه، چقدر همه چی پوچ و بی معنیه.
حالم خوب نیست و می‌ترسم با کسی حرف بزنم. که این‌روزها حرف زدن، بیشتر غمگینم می‌کند. چیزهایی‌ هست که نمی‌خواهی حتی در ذهن خودت مرورشان کنی و بازگو کردنشان، به هم‌زدن خاکستر می‌ماند و آتش خفته‌ی درونت را شعله‌ور می‌کند. دردهایی هست که نپذیرفته‌ای، که نمی‌پذیری، که نمی‌خواهی بپذیری! در زندگی همه‌ی ما زمان‌هایی می‌رسد که قوی‌ترین آدم زمین هم اگر باشیم، حریف ارتش مسلح اندوه نیستیم. دارم یک‌تنه می‌جنگم و هر شب با سربازانی خسته و زخمی از نبردی نابرابر، به رختخوابم باز می‌گردم...
آدمی میداند که روزی بالاخره جسمی که دارد پوسیده میشود! تمام ترسش نیز از همین است! اما روح بیشتر آدمها زودتر از جسم شان میپوسد نمیدانم چرا کسی از این موضوع وحشتی ندارد ...!
خانم مشاور میگفت باید و نبایدی وجود نداره ولی مراقب باش چه چیزی رو با چه کسی تجربه میکنی.. ممکنه قهوه خوردن با یه آدم اشتباه باعث بشه شما از قهوه بدتون بیاد..! حالا تو تمام ابعاد زندگیت بهش فک کن.
از شکست نترسید، از تلاش نکردن بترسید!
به بعضیام باید گفت… درسته با تو روزای خوبمونو به باد دادیم.. اما عزیز تو ک نیستی ما شادیم مهم اینه…
میگن قلب استخوون نداره پس اینا چیه توش میشکنه ..
....
بعضیا سعی دارن مخ منو بزنن اما اینو نمی دونن که من اصن مخ ندارم!
از شما یاد گرفتم که همه ی چیز های خوب را باید به عنوان راز نگه دارم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با هر رنگی رفاقت کن اما رفاقت را رنگ نکن-