من بهت میگم شل کن، استرس نداشته باش و آروم بگیر و تو فکر میکنی من یه بیخیالیم که هیچی برام مهم نیست اما دقیقا توی مغز من برعکس چیزایی که بهت میگم میگذره.
زیاد غمگین نباش و فکر نکن این تویی که متفاوتی و فقط تویی که داری تنها و به دور از آدمها، گوشهای رنج میکشی و دیگران، همه آسوده در گاهوارهی مسکوت و تاریک شب، بیهیچ خیالی به خواب رفتهاند.
شب، همهمان همینیم! بیگانگان تنها و سرگردانی در جزیرهای تاریک، با حجم عظیمی از افکار پراکنده، نگرانیهای افراطی و پشیمانیهای بیفایده...
تنها، غمگین، رنجیده و بیپناه اما شبیه به هم؛ هرچند جنس اندوه و طاقتمان فرق میکند...