'تو مرا ياد کني يا نکني،
باورت گر بشود گر نشود..حرفي نيست!
اما نفسم ميگيرد، در هوايي که نفسهاي تو نيست..'
وُدّ.
تنها چیزی که خیلی بهت میاد منم .
شما به من میآیید
وبوسهتان به پیشانيام
تعلل برای چه؟
بیا ، جان یکدیگر باشیم.
آنوقت که میان ملال زندگی ماندهام ؛
ببوس مرا . .
آنوقت که غمها به استخوانم رسیدهاند
در آغوشم بگیر . .
میخواهم قلبم آرام شود که
جهان ارزش زیستن دارد.