وُدّ.
ای آنکه همه بود و نبودم شده ای؛ هم قبله و هم ذکر سجودم شده ای..
بابودنت این دل شده ارامش محض،
پنهان چه کنم؟کل وجودم شده ای؛
ولی تو ..
تو به اندازهی همهی وقتهایی که حتی نمیخواستم قد یه خطچشم کشیدن تو آینه به صورت خودم نگاه کنم دوسم داشتی. به اندازهی همهی روزهایی که نخواستم از جام تکون بخورم. به اندازهی همهی اشکهایی که از چشمام افتاد. و به اندازهی همهی دقیقههایی که خواستم از خودم فرار کنم، خواستی کنارم باشی.