وُدّ.
نخ به نخ دهنم دود است غمت غلیظ ترین کام است.
میان آن همه نخِ روشن ، یاد من هم خاکستر شد؟
لم يكن في نيَّتي أن أحبّك..
لكنّك جئت هكذا، دفعةً واحدة، تمامًا كالمطر.
وَآه، كم أحبّ المطر!
وُدّ.
لم يكن في نيَّتي أن أحبّك.. لكنّك جئت هكذا، دفعةً واحدة، تمامًا كالمطر. وَآه، كم أحبّ المطر!
قصدم این نبود که تو را دوست بدارم. .
اما تو آمدی، اینگونه، یکباره، درست مثل باران.
و آه، چهقدر باران را دوست دارم!