وُدّ.
تو نبودی و به پاهای خدا افتادم ؛ دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم _
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد _
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد ./
وُدّ.
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد _ عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد ./
مثنوي كردمت و شكر به جا آوردم _
توي هر بيت فقط اسم تورا آوردم '
وُدّ.
مثنوي كردمت و شكر به جا آوردم _ توي هر بيت فقط اسم تورا آوردم '
آرزو كردمت و بغض نوشتم حالا
پاي تو آب شده خشت به خشتم، حالا
وُدّ.
آرزو كردمت و بغض نوشتم حالا پاي تو آب شده خشت به خشتم، حالا
قدِ یک خاطره گهگاه کنارم بِنِشین
نه عزیزم! خبری نیست، از آن دور ببین