_مغآزه لبخند فروشی!_.
بابا چقدر زود.
یه بچه دیگهپس مینداختین بابا زود بود
دونستن ، وحشتناکه .
ولی ندونستن وحشتناک تره .
دونستن مثل این میمونه که تو میدونی توی تاریکی یه غولِ سیاه بزرگ ایستاده و منتظرته،پس ترس باعث میشه یه چیزی از قبل برای نجات خودت آماده کنی.
اما وقتی ندونی یه غولِ سیاه منتظر توعه
فقط باید تقاص ندونستنت رو با جونِت بدی.
_مغآزه لبخند فروشی!_.
گاهی دانستن دردناکتره، چون ترس رو وارد زندگی میکنه؛ اما همین ترس به آدم فرصت انتخاب و آمادهشدن میده. ندانستن ممکنه آرامش بده، ولی اگر خطری واقعاً وجود داشته باشه، اون آرامش فقط یک توهمه.