امروز داشتم برمیگشتم به خونه،تهِ یک کوچه ی بن بست چهار پنج تا بچه داشتن خاله بازی میکردن:)
_مغآزه لبخند فروشی!_.
وای اون حتما داره به یه موضوع خیلی مهم فکر میکنه"
چیزی که داخل ذهن من میگذره: