بچم زود داره میره ولی خاطرات این چند روز تا ابد با من میمونه
تارو کوچولوی قشنگ من
تارو کوچولو و عادتای نازش
امیدوارم بتونم هرکجا هست بزرگ شدنش ببینم
و ببخشید پسر قشنگم ولی من خودم به هر دری زدم که بمونی
هدایت شده از |عاشقترین زندگان|
من حس میکنم اگر جایی رو به هم نریزم و وسایل تلنبار نشه رو هم، یه کاری نکردم.
هدایت شده از شرقِ اندوه
به قاب عکسهای روی دیوار روبهروی حیاط کافه نادری نگاه میکنم و نفس کشیدن دیوانهوارتر از هر وقت دیگری میشود؛ چه نامهایی، خدای من! چه خاطراتی، چه خاطراتی!