eitaa logo
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
13 دنبال‌کننده
146 عکس
6 ویدیو
1 فایل
"صرفا جهت عمومی کردن تراوشات ذهنی من برای من آینده" حرفی سخنی بود اگه بود ... https://harfeto.timefriend.net/17400541775011
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها زمانی توی شبانه روز که توش آرامش خالص دارم و میتونم کارایی که دوست دارمو بکنم وقتیه که همه خوابن. انگار خواب تنها وقتیه که میتونم برای خودم بزارم و آزاد باشم. بخاطر همینه که از خوابم میزنم تا سریال ببینم ، آهنگ گوش بدم ، کتاب بخونم و خیلی کارای دیگه. بقیه وقتا با انجام این کارا عذاب وجدان میگیرم. عذاب وجدان اینکه وقتمو هدر میدم ، حتما باید یه کاری بکنم و ...
هی با خودم میگم چرا قبلا فلان رفتارو داشتم چرا اونطور فکر میکردم چرا اون حرفو گفتم و اونقدر خودمو بخاطر نابالغ بودن سرزش میکنم ، که یهو یادم میاد چند سالمه و چقدر هنوز اول راهم!
بعضی وقتا انگار یادم میره چند سالمه. انگار همیشه باید مثل یه مادربزرگ دنیا دیده رفتار کنم و هیچ خطایی ازم سر نزنه تا بعدا خودمو با اورثینک نکشم و مورد پسند آدم بزرگا باشم. ولی خب عادت کردن سخته و ترکش سخت تر.
میخوام زندگی کنم البته اگه بزارن.
شاید اگه تولدم وسط امتحانا نبود و میتونستم تو یه روستا باشم حالم خیلی بهتر بود.
از وقتی فهمیدم پارک چمران تو دهه 50 ساخته شده ، هروقت که اونجا قدم میزنم حس میکنم توی همون زمانم. انگار میتونم همه آدما رو با حس و حال قدیمی و لباسای قشنگشون ببینم و کنارشون قدم بزنم. خانومایی رو میبینم که با دامن های زیبا و کت های شیک قدم میزنن و باد لای موهاشون میپیچه و مردایی رو میبینم که با کت شلوار های فاخر راه میرن و بچه هایی که لباسای سرهرمی پوشیدن و جلوتر از پدر و مادرشون میدوعن. بدون هیچ سر و صدای اضافه ماشین ها و گوشی هایی که بیشتر از قبل بهشون چسبیدیم. قشنگه نه؟
کاش میفهمیدم آخر شبا چه بلایی سرم میاد تا حداقل سعی در خوب کردنش داشتم.
درسته که تازه شیشه هارو تمیز کرده بودم ، ولی خب بارون تو هر ماه و هر فصلی قشنگه.
الان که فک میکنم اگه کسی ازم روزمه بخواد هیچی ندارم توش بنویسم :|