eitaa logo
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
13 دنبال‌کننده
146 عکس
6 ویدیو
1 فایل
"صرفا جهت عمومی کردن تراوشات ذهنی من برای من آینده" حرفی سخنی بود اگه بود ... https://harfeto.timefriend.net/17400541775011
مشاهده در ایتا
دانلود
از وقتی فهمیدم پارک چمران تو دهه 50 ساخته شده ، هروقت که اونجا قدم میزنم حس میکنم توی همون زمانم. انگار میتونم همه آدما رو با حس و حال قدیمی و لباسای قشنگشون ببینم و کنارشون قدم بزنم. خانومایی رو میبینم که با دامن های زیبا و کت های شیک قدم میزنن و باد لای موهاشون میپیچه و مردایی رو میبینم که با کت شلوار های فاخر راه میرن و بچه هایی که لباسای سرهرمی پوشیدن و جلوتر از پدر و مادرشون میدوعن. بدون هیچ سر و صدای اضافه ماشین ها و گوشی هایی که بیشتر از قبل بهشون چسبیدیم. قشنگه نه؟
کاش میفهمیدم آخر شبا چه بلایی سرم میاد تا حداقل سعی در خوب کردنش داشتم.
درسته که تازه شیشه هارو تمیز کرده بودم ، ولی خب بارون تو هر ماه و هر فصلی قشنگه.
الان که فک میکنم اگه کسی ازم روزمه بخواد هیچی ندارم توش بنویسم :|
شاید من تموم بشم ولی خرداد تموم نمیشه.
همسایه بالاییمون یه آهنگای قدیمی قشنگی میذاره که دوست دارم برم پیششون و باهم بخونیم.
هیچکس نمیدونه ولی من آهنگای دهه 40 50 رو به هر موسیقی دیگه ای ترجیح میدم.
داشتم به این فکر میکردم که تو آینده یه شرکت تاسیس کنم ، اما نه یه شرکت معمولی. آدمای مهربونی رو استخدام میکنم که هیچکس قدر خوب بودنشون رو نمیدونه و عاشق زندگین. و مشتریام کیان؟ کسایی که میخوان حس کنن دوست داشتنین و لیاقت دوست داشته شدن رو دارن. باهم حرف بزنن ، بیرون برن ، بخندن ، گریه کنن ، ببوسن و هر کاری که جفتشون رو خوشحال میکنه.
باید مغزمو بیرون بیارم و یه صحبت منطقی باهاش داشته باشم. این حجم از اورثینک جدا زیادیه