یکی از فانتزیام اینه که از صبح تا شب تو مترو بشینم و چهره و حالات مردمو نگاه کنم و دنبال یه چیز خاص بگردم. یه چیزی که با بقیه فرق میکنه. کاری باهاش ندارما. فقط میخوام نگاش شدم.
خیلی عجیبه که جدیدا هر طور رابطه انسانی رو وقت تلف کردن تلقی میکنم
-دفترچه خاطرات روح سرگردان-
چطور موجودی به این سادگی ، میتونه انقدر خوشرنگ ، خواستنی ، زیبا و دل انگیز باشه؟
دایی ها موجودات شگفت انگیزین.
میتونن مثل یه برادر بزرگتر رو اعصابت رژه برن ، مثل یه پارتنر باهات رفتار کنن و قلبتو اکلیلی کنن ، مثل یه پدر باشن و ازت محافظت کنن و میتونن مثل یه دوست به حرفات گوش کنن و حرف بزنن.
به خاطر اینکه وجود داری ازت ممنونم @دایی
مامانم بهم قول داده برای فارغ التحصیلیم برام ژیپسوفیلیا بخره.
ولی خب مطمئن نیستم الان اسمشو هم درست بتونه تلفظش کنه.