نمیدونم حدود چندماهه که با بچه های ایتا دوستم، شاید 3 ماه؟
واقعا خوشگذشت. به طرز عجیبی هیچوقت تابستونم با افرادی انقد خوب نگذشته بود.
یسری وقتا من فقط ممبرای عادی این کانالا بودم و با حرفاشون میخندیدم، ولی خب الان؟ تو چنلهاشون ادم وشاید .. میشه گفت دوستشونم؟[لبخند]
اگه آدم پایه ای نیستم یا باهام حال نمیکنید یا اصلا هرچی، به هرحال خیلی کنار شماها بودن خوب بود.
اینکه همه باهم ناراحت میشدیم، خوشحال میشدیم، ذوق میکردیم و رندوم یهو تکتک داریم میریم یکم برای من شبیه به اینه که ما هممون توی ی جسم ایم.
و من کل بچه های ایتا رو توی یه جسم انسان تصور میکنم، برام خیلی واقعی بنظر میاد.
نمیدونم فکر کنم مبهم(؟)حرف میزنم.
از آشنایی با همتون خوشحال شدم. خیلی خوشحال.
دوست داشتم اسم ببرم ولی خب حافظهم واقعا چیزه .. چیز.
پس هرکسی که اینو میخونه، لطفا به خودش بگیره.
-سوفیا ، 12 آگوست .