ازان شب سرد خزان تقریبا شب ها گذشته .
درست نمیدانم کدام یک ازشب ها
مگرفرقی میکند؟تمامی شب هاسردوتقریبا
زهرست.حالا شبهای من یا شب های شما.
یکی رفته است .احتمالا هم باهمان خزان
حتمن هم برنگشته که درانتظارید .
چنداحتمال وجود دارد . یابرمیگردد
یامرده است وبر نمیگردد
یاگور پدرش نمرده ست ولی بازهم برنمیگردد
یا تخیلی ست ودرذهنتان آجر چیده اید و
دراین صورت بستگی به مغزدرسرتان دارد .
درانجا حتی میتوانید یک مرده را زنده کنید
گیتاربزنید وازان شبی که برنگشتی را
برایش بخوانید .هرطور مایلید ._ویل متهم
هدایت شده از اتاقِ آبی!
وای ویلیام میتونم بگم یکی از خفن ترین نوشتههات بود....😭
"یا گور پدرش نمرده ست ولی باز هم برنمیگردد"
انگشتم را در حلقم کردم و تمام خرافاتی را که
به نام اعتقادات به خوردم داده بودند بالا آوردم
صادق هدایت
هدایت شده از لئو
چاه باز کن بیاورید، دلم گرفته، بوی گندش دارد خفهام می کند.
دارم به این فکرمیکنم که تقدیمی هارو دونه دونه واروم اروم بدم تا توی چنل هم بمونه
بچه هاچیزه با اهنگ او و دوستانش اشناهستم ولی نه خیلی _پس اول اینکه رندوم میدم خدمتتون ودوم اینکه نمیدونم توش فحش میدن یانه من بچه ی با ادبیم_.
اوبه من نگاه میکند .متقابلا من به او .
مراکه نمیبیند اما اودراخرین ایستگاه
بایک چترِ باز ایستاده است .
انگارکه به قطار نیز نرسیده است .شایدهم
به زندگی گفته است همینجا پیاده شود،
بالاخره انجاست هرطوری که شده است .
خسته ،بی رمق ،یا که انگار
اخرین بازمانده نسل بشریت ست .
شاید که جنگجویی نشسته برخاک است
یانجات دهنده ای که همه را نجات داده
وخود بی صدا شناور ودرحالت غرق است.
خسته،بی رمق ،این دو واژه نشان میدهد
چیزی که حالا افتاده روی زمین چتر است .
اخرین ایستگاه_ اتاق ابی._ویل متهم