هدایت شده از _چرخ دنده ها_
مرگ هر روز به سوی افراد کشیده میشود اما خودشان خبر ندارند . راستش مرگ چیزی از روند زندگی است . همه مردم فکر میکنند که مرگ یعنی پایان یا یک اتفاق غیر منتظره اما در واقع با زندگی فرقی ندارد . مسخره ترین کار همین است که بخواهی آن را در برابر زندگی بگیری . اما چرا آنقدر شیرین به نظر می آید ؟ زندگی از آن کششی بی بهره است که مرگ بسیار دارد . زندگی کردن دلیل و هدف میخواهد در این این صورت بی معنی خواهد بود و چقدر بی چاره اند آنهایی که در جست و جوی این هدف میمیرند ، همان ها که احتمالا جزوشان به حساب بیایم . اما در برابر مرگ به دلیل نیاز ندارد .
هدایت شده از _چرخ دنده ها_
گناه کدام یک بیشتر است ؟ آن که دیگران را با چاقو و تفنگ میکشد یا آن که با اعمال و کلماتش مردم را میکشد و نه تنها کسی با این موضوع مشکلی ندارد بلکه آن فرد هم بعد از آن به زندگی ادامه میدهد در حالی که شخصی مدت ها پیش آن را کشته است . بگذارید سوال را ساده کنم: گناه فردی که مردم را میکشد بیشتر است یا آنکه عذابش میدهد و بعد میکشد؟ یا.... میکشد و مدت ها بعد به خاک میسپرد؟