رزِ رقصان
من واقعا هرچقدرم نشون بدم که تموم شده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رزِ رقصان
+++++++ نظر خودمه🙏🏻 .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ni݁ꨲl݁ꨲo݁ꨲo݁ꨲ/سیننمیکنم
اولین تقدیمیِ نیلاوین :)
خوشگلا، قراره اینجوری باشه که این پیام رو توی دیلی یا چنلتون فوروارد کنین و بعدش بیاین پیوی من و تگ چنل یا دیلیتون رو برام بفرستین.
منم بر اساس وایبی که از اکانتتون میگیرم، یه پیکست مخصوص خودتون براتون میچینم + یه داستان خیلی کوتاه و کوچولو دربارهی شما میگم و در آخر تقدیم خودتون میکنم.
فقط یادتون نره توی دیلی حتماً جوین باشین؛ امیدوارم ایگ نشه و بتونم همتون رو ببینم.
منتظرتونم🗣
من اینجام💁♀
هدایت شده از تقدیمی هاتون
از نیلاوین تقدیم به چند دقیقه تا خودکشی رز❤
رز دختری بود که وقتی وارد اتاق میشد، نگاهها بیاختیار دنبالش میرفتند.
زیبا بود، اما چیزی که بیشتر از زیباییاش جلب توجه میکرد، غرورش بود. هیچوقت برای جلب توجه کسی تلاش نمیکرد؛ انگار خودش میدانست ارزشش را دارد.
کم حرف میزد، لبخندش را به هرکسی نشان نمیداد و همیشه با آرامش از کنار حرفهای دیگران میگذشت.
یک روز کسی از او پرسید:
«چرا اینقدر مغروری؟»
رز لبخند کوتاهی زد و گفت:
«چون یاد گرفتم خودم را کمتر از چیزی که هستم نبینم.»
بعد برگشت و رفت؛
مثل یک رز سرخ—
زیبا، کمی دور، و با تیغهایی که هرکسی اجازه نزدیک شدن به آنها را نداشت.