#روز_جانباز_مبارک
شب بود. یکی داد میزد :"ساکت شو! ساکت شو! تو نمیتونی اشک منو در بیاری."
رفتم سمت صدا. دیدم یک نفر انگشتهایش قطع شده. این حرف را به دست خونیاش میگوید :
-"ساکت شو! ساکت شو! تو نمیتونی اشک منو در بیاری"
***
📚از کتاب «روزگاری جنگی بود»، ص91
✍نوشتهی مهدی قزلی : وبگاه «مجال»
#روز_جانباز_مبارک
از همان کودکی بارها شنیده بود که صندلی وفا ندارد.
بیست و دو سالش نمیشد که یک صندلی قسمت او شد.
او، حالا دقیقا بیست و هفت سال است که با آن صندلی اخت شده است.
گویا این بار آن قانون همیشگی میخواهد نقض شود و این صندلی چرخدار تا روز شهادتش با او بماند...
📚پابسته
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹وفاداری طریق عشق
مردان است و جانبازان
چه نامردم اگر زین
راه خون آلود برگردم
#روز_جانباز_مبارک
👆👆👆