eitaa logo
🌼 کانال منتظران ظهور نور 🌼
235 دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
10هزار ویدیو
68 فایل
با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان کانال منتظران ظهور نور در ایتا به منظور معرفت و شناخت هر چه بیشتر منجی عالم بشریت
مشاهده در ایتا
دانلود
💫در محضر شهدا 💫 فاطمه دو یا سه سالش بود که آقاجواد برایش پارچه سفید گل‌دار خرید. گفت: «خانم این چادر را برای دخترمان بدوز. بگذار به‌مرور با چادر سر کردن آشنا شود.» از آن به بعد هر وقت پدر و دختر می‌خواستند از خانه بیرون بروند، آقا جواد می‌گفت: «نمی‌خواهی بابا را خوشحال کنی؟» بعد فاطمه می‌دوید و چادر سر می‌کرد و می‌دوید جلوی بابا و می‌گفت «بابا خوشگل شدم؟» باباش قربان‌صدقه‌اش می‌رفت که خوشگل بودی، خوشگل‌تر شدی عزیزم. فاطمه ذوق می‌کرد. یک روز چادرش را شُسته بودم و آماده نبود. گفتم: «امروز بدون چادر برو.» فاطمه نگران شد. گفت: «بابا ناراحت می‌شود.» بالاخره هم آقاجواد صبر کرد تا چادر خشک شود و بعد بروند بیرون.‌ وقتی آقا جواد نماز می‌خواند، دخترم پشت سر بابایش سجّاده پهن می‌کرد و همان چادر را سَر می‌کرد و به بابایش اقتدا می‌کرد و هر کاری بابایش می‌کرد، او هم انجام می‌داد.  
باید مراقب قلب ها باشیم؛ آنها خیلی زود غبار می‌گیرند ... راه دل، چشم است آنها را که پوشاندی، قلبت باز خواهد شد و نظاره‌گر وجه‌الله خواهی بود...
▪️جواد از ماه‌ها قبل آغاز محرّم به فکر محرّم بود؛ به طوری که همه‌ی کارهاش رو تنظیم می‌کرد که برای دهه‌ی محرم، هیچ‌کاری جز رفتن به هیئت نداشته باشد. ▪️او عاشق امام حسین و اهل‌بیت علیه‌السلام بود و از جان و مالش مایه می‌گذاشت. روضه‌گرفتن در خانه را برکتی برای زندگی می‌دانست و می‌گفت: «روضه‌ همراه با سخنرانی باشد که انسان یک مطلبی هم در کنار روضه اهل‌بیت یاد بگیرد.» 🎙به روایت: مادر بزرگوار شهید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄