🚩#انبیا_در_کربلا
⚜ حضرت زکریا از خداوند در مورد اسماء خمسه طاهره سوال کرد و از خداوند خواست آن اسماء را به او هم بیاموزد.
🕊 جبرئیل نازل شد و آن اسماء را به او یاد داد. زکریا نیز آنها را ذکر نمود و حالات عجیبی بر او مستولی شد. او هرگاه نام محمد علی فاطمه حسن را میبرد غم و اندوه از دلش می رفت اما همین که نام حسین را میبرد 💔بغض گلویش را می گرفت و دلش به تپش میافتد و اشک هایش جاری میشد.
💥 به خداوند عرض کرد خدایا چه می شود که وقتی اسم حسین را میبرم اشک از چشمانم جاری می شود و دلم می شکند؟❗️ خداوند به او وحی کرد از قضیه شهادت حسین...
💔 وقتی زکریا این مصائب را شنید تا سه روز از مسجد بیرون نیامد و کسی را به حضور نپذیرفت و پشت سر هم میگریست و عرض کرد:
👈 خدایا آیا بهترین خلق خود را بر مصیبت فرزندش مبتلا میسازی؟ سپس از خدا خواست تا فرزندی به او بدهد که محبت او در دلش بسیار باشد و او نیز به سرنوشت حسین دچار شود ...
⚜خداوند نیز یحیی را به وی عطا کرد و مانند امام حسین به دنیا آمد و سر از بدن او نیز جدا ساختند...
📙بحار ج ۴۴ ص۲۴۴
✅https://eitaa.com/YaAtash
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌حال و هوای اربعین از نگاه دوربین بلاگرهای اروپایی و آمریکایی؛ این مقدار از سخاوت باورنکردنی است! 🌏
✅https://eitaa.com/YaAtash
#اربعین
◼️ گمانم کربلا شد عمه نزدیک...
کاروان همچنان به قصد مدینه حرکت میکرد وقتی به دوراهی رسیدند یک راه به طرف کربلا و راه دیگر به طرف مدینه میرفت به راهنما گفتند: ما را از راه کربلا عبور بده (تا پس از زیارت قبور شهیدان از آنجا به سوی مدینه برویم)
بعضی نوشته اند:
وقتی که کاروان به دوراهی رسید حضرت سکینه علیهاالسلام در محمل خود به خواب رفته بود، نسیم تربت حسینی به مشامش رسید چشم گشود و عمه اش زینب سلام الله علیها را دید به او سخنانی فرمود که مضمون آن در شعر جودی خراسانی چنین آمده است:
شمیم جان فزای کوی بابم
مرا اندر مشام جان بر آمد
گمانم کربلا شد عمه نزدیک
که بوی مشک ناب و عنبر آمد
بگوشم عمه از گهواره گور
در این صحرا صدای اصغر آمد
مهار ناقه را یکدم نگهدار
که استقبال لیلا اکبر آمد
مران ای ساربان یکدم که داماد
سر راه عروس مضطر آمد
حسین را ای صبا بر گو که از شام
به کویت زینب غم پرور آمد
📚 تذکره الشهداء ص ۴۳۸
✅https://eitaa.com/YaAtash
#اربعین
◼️ گریبان ها را دریدند و سه روز تا حدّ جان سپردن در کربلا عزاداری کردند...
نقل کردهاند:
وقتی که زنان و فرزندان امام حسین علیهالسّلام از شام برگشتند و به عراق رسیدند، به راهنما گفتند: ما را از طریق کربلا ببر. وقتی به موضع قتلگاه رسیدند، جابر بن عبداللَّه انصاری را با گروهی از بنی هاشم و مردی از آل رسول اللَّه یافتند که برای زیارت امام حسین علیه السّلام وارد شده بودند.
فَوَافَوْا فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُکَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَکْبَادِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِمْ نِسَاءُ ذَلِکَ السَّوَادِ وَ أَقَامُوا عَلَی ذَلِکَ أَیَّاماً .
▪️همه در یک وقت وارد شدند و با یکدیگر شروع به گریه و حزن کردند و لطمه به صورت زدند. ماتمی به پا کردند که فوق العاده دلخراش و جگرسوز بود. زنان آن دیار نیز به ایشان پیوستند و همگی چند روزی عزاداری کردند.
📚لهوف ص١٩۶
📚بحارالانوار ج ۴۵ص١۴٧
✅https://eitaa.com/YaAtash
48.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 نماهنگ «حياتنا ❣حسين {ع}» با صدای حسین طاهری
📝 شاعر فارسي : حميد رمي، ابراهيم الحفيف
🎬 تدوین : گروه رسانهای فدک
🎞 تهیه شده : گروه رسانه سماوات از عراق
✅https://eitaa.com/YaAtash