گاهى كه وقايع روزعاشورا را از نظر مىگذرانم
اين سؤال برايم پيش مىآيد كه اگر بنى اميه
و دستگاه يزيد بن معاويه تنها با حسين، سر
جنگداشتند، آنرفتار وحشيانهوخلافانسانى
چه بود كه در روز عاشورا با زن هاى بىپناه و
اطفال بيگناه مرتكب شدند؟ بچهیخردسال
چه تقصير داشت؟ زنها چهتقصير داشتند؟
نظرم اين است آنها با اساسْ سروكار داشتند
بنىهاشمرانمىخواستند،بنىاميهبا بنىهاشم
مخالفت داشتند ، نمىخواستند شجرۀ طيبه
باشد ...
اسرائيل نمىخواهد در اينمملكت دانشمند
باشد ؛ اسرائيل نمىخواهد در اين مملكت
قرآن باشد اسرائيلنمىخواهددر اينمملكت
علماىدين باشند؛ اسرائيلنمىخواهددر اين
مملكت احكاماسلام باشد. اسرائيل بهدست
عمالسياهخود، مدرسهراكوبيد. مارامىكوبند
شما ملترا مىكوبند. مىخواهداقتصادشما
را قبضه كند؛ مىخواهد زراعتو تجارت شما
را از بينببرد؛ مىخواهددر اينمملكت، داراى
ثروتى نباشد، ثروتها را تصاحب كند ...
؛
[ صحیفه امام(۱) صفحه ۳۰۳ ]
ابتلاىاسلام، امروز ايناست كه گوشهايى كه
بايد به مسائل ، به مشكلات مسلمين گوش
بدهند كر شدهاند، و زبان هايى كه بايد براى
مصالح مسلمين به كار بيفتند لال شدهاند
و چشم هايى كه بايد مصيبت هايى كه بر
مسلمين واردمىشود ملاحظهكنند كور شده
اند. ما با اين لال ها و كر ها و کور ها چه
بگوييم ... اين فاجعه ها را بايد ما با كى در
ميان بگذاريم؟ با دولت هايى كه چشم و
گوششان را بسته اند و بدون اراده تسليم
امريكا شدهاند؟ با ملتهاى مظلومىكه تحت
فشار اين دولتها دارند جان مىدهند؟!...
بايد با ملتها در ميان گذاشت ؛ همانطورى
كه در ايران ، ملت ايران بود كه فاجعه اى
كه براى اسلام به دست امريكا و سرسپردگان
او ـ كه رژيم منحوس پهلوى است ـ پيش
مىآمد، همين جوانهاى ايران بودند و همين
ملتايران بود وهمين ارتشايران بود وهمين
نيروهاى دريايى و هوايى و زمينى ايران بود
وهمين سپاهپاسدارانايران بود وهمين جوان
هاى بسيج و عشاير ايران بودند كه با هم
وظيفه فهميدند، بيدار شدند و با هم مشتها
را گره كردند و با مشت ، تانك ها را از صحنه
بيرون كردند. تا ملتها يك همچو بيدارى پيدا
نكنند و تا ملت ها يك همچو انسجامى پيدا
نكنند ، بايد بدانند كه محكوم به حكومتهاى
فاسد و محكوم به امريكاى جنايتكار و ساير
ابرقدرتها هستند ...
ننشينيد تا براى شما دست نشاندگان امريكا
كار كنند ... مسلمان ها بايد از جا برخيزند،
بايد قيامكنند. خدا فرمودهاست: إنَّما اَعِظُكُمْ
بِواحِدَةٍ اَن تَقُومُوا للّهَ مَثْنى وَ فُرادى . نگوييد
تنها هستيم. تنهايى هم بايد قيام بكنيم
اجتماعىهم بايد قيام كنيم. با هم بايد قيام
كنيم.همهموظفيم بهاينكهبراىخدا قيام کنيم
؛
[ صحیفه امام (۱۶) صفحه ۳۴۴ ]
وعدهی مردانِ خدا صادق است. تا آخرین نفس ایستادید سردار شهید تنگسیری. ایستادید و مثل نخلهای دیارتان، ایستاده شهید شدید ...
باران بیوقفه می بارد، نمنم، رگباری، تگرگ، سیلآسا .. نمیدانم حکمت این رعد و برق ها چیست اما مدتها بود دلم برای اینگونه باریدن تنگ شده بود، الحمدلله. ضمناً؛ فالله خیرا حافظا و هو ارحم الراحمین
چند وقت بود که بهونهی باباشو میگرفت. بالاخره بهش گفتند بابات شهید شد پسرم. با اون سن کمش درکی از اون جمله نداشت که شهید شد یعنی چی؟ شاید هم آگاهانه نمیخواست قبول کنه که باباش دیگه نمیاد واسه همین گفت خب بره دکتر دارو بگیره زودتر خوب شه بیاد. حتی با چشمهای امیدوارش به مامانش نگاه میکرد و منتظر تایید بود..
برادرِ خردسالش با بیان کودکانه رو به او گفت : ولی من آقا حمید رو بغل کردم، مثل همیشه نبود، محکم نبود دستاش نرم بود ...
و خواهر نگاهش لغزید و با زبان بیزبانی سعی کرد برادرش رو قانع کنه. صداش میلرزید از بغض و اشکهاش رو با نوک انگشتاش پاک میکرد. آخه از همسرش چیزی نمونده بود ..
من اما با فاصله ایستادم و دلم برای لباس سرتابه پا خیست، صورت و گوش یخ بستهات، دستان روبه آسمانت که دعای مستجاب دارند؛ قَنج می رود.
پ.ن : برای دیدن پستهای دیگر
به لینکِ درج شده مراجعه شود.