هدایت شده از [ خاطرِ عاطرِ جنابشان ]
و اگر دوباره دیدمش خواهم گفت سلام بر آنان که دیدنشان رویای صادقه ست
گفت : موقعی که صدای اذان را میشنوید دعای اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن را هدیه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بخوانید و برکتش را ببینید.
دلم برای بارون تنگ شده .. بارونِ زیاد، خیلی زیاد. از اون بارونهابی که با صدای بارشِ ممتدش خوابت میبره و صبح تو هوای نمنمِ بارون بیدار میشی ..
بحرینی بودند. حتی از چند فرسنگی هم معلوم بود که بحرینی هستند علی الخصوص با اون دشداشهی سفید و شال بحرینی و عینکِ دورمشکی و عصایی که به رسم پیرمردهای عربی در دست داشتند. توی کربلا دیدمشون. با بابا مشغول صحبت بودند و از بین حرفهاشون فهمیدم استاد دانشگاه مطرح بحرین هستند. از سختی سفر زیارتی رفتن میگفتند، از دومقصده رفتن به اربعین، از سختی هیئت گرفتنها، از سختی برگزاری اجتماعات مذهبی و... بابا گفتند: شیعیان بحرین مظلوم. و همراه آه سردی جواب دادند: کلهم شیعه مظلوم ..
قبلا در ابن باره شنیده بودم، اما دارم روی مطالعهی جدیِ بحرین فکر میکنم. دلم میخواد دربارهی ملتشون، دولتشون، ساختار سیاسی و اقتصادیشون و... مطلع بشم. اگر منبعی سراغ دارید یا اطرافتون کسی هست که بحرینی باشه ممنون میشم باهاشون آشنام کنید(نمیدونم جملهبندی درست بود یا نه)
معمولا اهل حرف نیستم. یعنی تا جای ممکن سعی میکنم چیزی که واقعا بهش عمل کردم و برام مفید بوده رو پیشنهاد بدم . در همین راستا به این اشاره کنم که تا جوانیم و وقت بیشتری داریم بریم مطالعهی جدی تئوری و میدانی از کشورها داشته باشیم. اگر هدفمون صدور انقلابه، اگر برای ظهور داریم کار میکنیم باید دغدغهی آشنایی با ملتها رو در خود پررنگ کنیم.
خیلی از چیزهایی که داریم برای خیلیها حسرته. مثلا دوست داشتن ولی فقیه و ابراز کردن این علاقه. نمیدونم خفقانی که در کشور آذربایجان هست چقدره، ولی در این حد میدونم که شیعیان چقدر مورد اذیت و آزار از سمت دولتشون قرار میگیرند و حتی یکی از آذربایجانیها میگفت حضور اسرائیلیها رو به وضوح در کشورمون حس میکنیم. همین اواخر یه بار عکس امام خامنهای رو به یکی از آذربایجانیهایی که در حال برگشت به کشورش بود هدیه دادم، این عکس رو بوسید، ابراز ارادت کرد دست بر قلبش گذاشت و با لبخند پر از حسرت دوباره برگردوند به خودم. اون لحظه نمیدونستم چرا؟! حتی الان هم عمیقا متوجه نشدم که چرا.
الغرض ؛ جای تمام کسانی که با حسرت عکست را مینگرند، بلند فریاد میزنم دوستت دارم ای آنکه جان ناقابلم فدایش باد :)