_دسته طویریج متعلق به یه سرزمینیه اطراف کربلا...
که هرساله عاشورا، به سر زنان میرن کربلا... و تو بین الحرمین، به سرشون میزنند، از حرم سقای کربلا تا حرم شهِکربلا... میزنن به سرشون و نوحه میخونن...و باز این فاصله رو میرند و میاند...
یه عارفی، آقا امامزمانعج رو تو این دسته دیده بود...
تو بین الحرمین...
فاصله حرمِ امامحسینع، تا حضرت عباسع (':
+ الان گریه کنم برای تموم شدن دهه؟[بغضدرگلویشلانهکرده]
_ میتونی گریه کنی ولی عزاداری های ما تموم نشده... کل یوم عاشورا!(':
[اندر احوالات]
هیئت تمام شد
همه رفتند و تو هنوز
بالای تل نشستهای
خون گریه میکنی..
#عمّهجانم...
▪️یک عراقی در وصف حاجقآسم نوشته:
_نمیدانم در کدام یک از این شبها باید تو را یاد کنم؛
روز مسلم چون تو فرستاده و میهمان ما بودی
یا روز حبیب، چون تو بهترین دوست بودی
یا روز قاسم چون اسمت قاسم بود
یا روز علی اکبر چون بدنت قطعه قطعه شد
یا روز عباس چون تو حامل پرچم بودی و دو دستت قطع شد؟
[حسین کازرونی]
پسر طلحه در کوچههای شام
به علیبنالحسین؏
با نیشخند گفت:
_چھ کسی پیروز شد؟
آقا با سربلندی جوابش داد؛
+در اذان و اقامهنمازت خواهی فهمید!
حسابِ عباس؏
اما از حساب عالم و آدم جداست...
گویی که در خلقت عباس
خدا از افق فتبارکالله خویش هم
فراتر رفته است
و عباس؏ را چون نشان افتخاری
بر سینه احسنالخالقین خویش آویخته!
[سقایِآبوادب]