سیدی...
دیدگانمان، شب را میشکافد...
بسکه خیره غایتش، انتظارتان را میگرید
سیدی...سیدی...
[#سیدی]
سیدی...
آنقدر چشممان به آمدنتان مانده
که ناگاه که چراغ روشن میشود، پلکمانمیپرد...
و چشممانمیسوزد...
آقا...کاش به زیبایی کنارهم چیدن واژگان، زندگیمان را هم با شما میچیدیم...کاش معرفت داشتیم...
سیدی...سیدی...
گم شده ایم در وانفسای دنیا...
در این مضحکه گریهآمیز:)
[#سیدی]