نشست کنارم گفت
_ تو الان پشت کنی به من میتونی منو ببینی؟
چه سوال غیرقابل پیشبینی و آبکی
_خب نه...
_آباریکلا...ما دقیقا اینجوری ایم...پشت به امامزمانعج نشستیم اونوقت میگیم کجاست مهدی زهراءس؟ :)
تازه دوهزاریام افتاد...
[اندر احوالات]
راجع به ولایت پذیری حرف میزد...
_ امام علیع اگه یه سیب رو نصف میکردن میگفتن نصفش حلاله و نصفش حرام، مالک اشتر حتی تو دلش هم سوال پیش نمیومد که چرا...
[اندر احوالات]
_خداوند چگونه در قیامت، همه خلایق را که بسیار هستند، حسابرسی میکند؟
+ همانگونه که با آنهمه کثرتشان، روزیشان را میدهد:)
_ اینا رو نگاه...کاش میشد بهشون گفت فقط تقوا توشه راهشون میشه...
[#مکالمهدوشهیدازآسِمان]
اینا رو ببین...ابرا مانع دید میشن، یا گرد گناهه رو چهرهشون؟
[#مکالمهدوشهیدازآسِمان]
از خیلی وقت پیش تا الان...
ساعت ۱۶:۵۱ چهارشنبه ۲۶شهریور۹۹
می اندیشد به گذر زمان و چه زود نود و نه آمد:') و یکروز به این زودی هم میرود
امضا: منتظرالمنتظر
شب جمعه همهمه بود
روی لبها زمزمه بود.
دعوا سر سربند یا فاطمهښ بود...
[نوایش در شب وسط گردان عاشورا در سرت بپیچد]