همچو آنطفل کهغافلبههدف تیر زند
به غلط گاه نگاه تو به ما می افتد(:
[میرزانظام]
_ ای نوجوانان!
نونهالان!
و دانش آموزان!
شما آینده سازان کشور هستید... سعی کنید همیشه پیرو امام بوده و خوب درس بخوانید تا در آینده متخصصین با تقوا و متعهد داشته باشیم و بتوانیم کشورمان را از هر لحاظ خود کفا کنیم.
[شهید ناصر علیدارایی ]
_اگر درس نخوانید؛
به خون شهدا خیانت کرده اید...
بکوشید ودرس بخوانید وبا تعهد به انقلاب حافظ آرمان ها و دستاوردهای خون شهدا باشید
[شهید محمد رمضانی ]
با مرکب خونِ شهدا مینویسیم علم را...
جهان را آماده ظهور مولا میکنیم..
باشد که رستگار شویم...
#همینالآننوشت:)
_ اما شما ای همسنگرانم...
فردای انقلاب وجامعه اسلامی به دست شماست...
شمادر بارگاه حق تعالی مسئولید باید به وظیفه اسلامیتان عمل کنید وخدمتگذار به اسلام وقرآن باشید وبادرس خواندنتان بیشترین ضربه را به پیکر نحیف دشمن بزنید.
شماها باید ادامه دهنده راه شهدای صالح و برجسته ای همچون شهیدبهشتی، شهیدرجایی وباهنر وشهیدان محراب باشید.
[شهیدمحمدرجبزاده]
_ دانش آموزان ودانشجویان،
خواهران وبرادران در کسب علم ودانش وارزش های اسلامی بی نهایت جد وجهد نمایند چراکه ساخت آینده مملکت وخدمت اسلامی به دست آنها خواهد بود
[شهید ذوالفقار ذولفقارپور]
_ تقاضا دارم که این سنگر علم و تربیت را هر چه محکم تر نگه دارید:)
[شهید غلامعلی عباسی گلستانه]
_ سنگر شما مدرسه
و سلاح شما کتاب است
به گفته امام جهاد شما درس است!!
بکوشید و تلاش کنید و درس بخوانید تا بتوانید هر چه بهتر و بیشتر به اسلام کمک کنید
و در کنار درس در صحنه بودن شما بسیار مهم است همانطور که رزمندگان در جبهه ها می جنگند شما هم در پشت جبهه با درس خواندنتان و در صحنه بودنتان، آمریکا و ایادی کثیفش را مایوس کنید.
[شهید علیرضا سهایی]
بهقول #امامخمینی(ره) :
خدایا
ما بندگان ضعیف هستیم
ما بندگانی هستیم که هیچ نداریم
ما هیچیم!
و هرچه هست تویی..
-آرهوالا:)
[کانال طلبه عکاس]
شب بود...
پنج ستون نشسته بودند... آماده فرمان...
(دوره آموزشی بود) حرف میزد... ولی چیزی نمیشنیدند...
گفتند
_صدا نمیاد عقب...
با همان تن صدای خیلی آرام گفت
_ بار آخر بود که با این تن صدا حرف زدید... هرکس سوال داره دستشو میبره بالا... ضمنا صدای توی ذهنتونم باید چشم پوشی کنید و تمام تمرکزتون به صدایی که باید بشنوید...
به یکباره سکوت شد...
پنج ستون نشسته بودند در فضای خاکی... آماده فرمان... اینبار صدا را هرچند واضح نه اما بهتر از قبل دریافت میکردند...
گفت
_مفهوم شد؟
همه یک صدا
_ بععلههه
اوضاع دیدنی بود...
لب به روی خنده بست و گفت
_ با این حرکت که درجا لو رفتیم و به رگبار بسته شدیم... وقتی گفتند متوجه شدید؟ کافیه تو دلتون صلوات بفرستید...و اونی که متوجه نشده دستش رو ببره بالا و فرمانده براش توضیح میده... هرچند همگی باید تمرکز داشته باشند تا وقت تلف نشه برای توضیح دوباره... مفهوم شد؟
باز آمدند بگویند بله که خندهشان گرفت...
صلوات در دل ها فرستاده شد...
[اندر احوالات]
طرحولایت