eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
303 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
5 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
•| مَلْجَأ |•
پونزده تا قل هو الله احدمو بخونم...(':
و می ترسم از اینڪه همه چیز تدرجی ست. چقدر با منِ ده ماه پیش فرق دارم. اللّٰهِمَّ ثَبِّتْ قلبی عَلَی دینِڪْ
خاطرھِ پررنگی ڪه از ڪودڪی هایم به خاطرم مانده، ڪنار عزیز نشستن های بعد از نماز است. ڪه مهر درون سجاده اش را بر می داشتم و استشمام می ڪردم رایحھ تربتش را. عزیز هم مشڪ می ڪشید روی پر روسری شیری رنگم و عطر یاس، با رایحه تربت درهم می آمیخت.
+چه کنیم به خدا نزدیک شویم؟ _گناه نکنید،به خدا نزدیک می‌شوید. آیة‌الله‌بهجتِ‌جان:)
بین الحرمین بود. سنگ های سرامیکی زمین بین پاهای پناه آورنده گم شده رود. سیل عظیمی از عاشقان مصداق فَرّو اِلَی الحسین‌ع شده بودند. گوشه ای ایستاده بودم و از حفظ میخواندم تنها یک صفحه اول زیارت عاشورا را وقتی که نمیشد کوله پشتی ام را جلو بکشم و مفاتیحم را در دست بگیرم. اربعین بود و میلیون ها پناهنده به آغوش اباعبدلله :) بند کوله پشتی اش را گرفتم و گفتم _ میگممم... حواست به بقیه باشه یه وقت گم نشیم. و لبخند در صدایش محسوس بود وقتی که گفت _ اینجا هرکی گم بشه تازه پیدا شده:) [اندر احوالات]
ما سینه‌زدیم اونا میونِ‌روضه باریدند :' )
مصداق صحیح لعن الله یزید امروز شعار مرگ بر آمریکاست
نُھ سالم بود. دم مغازه دوست بابا رو نوڪ پنجهِ پا وایساده بودم و روی ساعد یه دستم ڪیف دستیم آویزون بود و چادرمو بالا نگه داشته بودم و با اون دستم به اون انگشتر خوش رنگ اشاره می ڪردم. بابا ڪه مبلغش رو حساب کرد همونجا دستم ڪرد و من لبخند عضو جدانشدنی صورتم بود:)))
+ بالاترین‌ خدمت‌ بھ‌ جامعۀ‌ انسان‌ها و محڪم‌ترین و استوارترین‌ پایھ‌ برا؎‌ زندگی‌ ڪردنِ‌ انسان‌ها این‌ است‌ ڪھ‌‌ اندیشیدن‌ را‌ بھ‌ آنها‌ بیاموزیم.🌱 _ احیانا کتابای شهید بهشتیو داری؟ +کتاباشونو نه ولی نوشته هاشونو خیلی می خونم. شهید بهشتی یک ملت بودند:) _ایول الله... من یبار رفتم سرمزارش... انقده با صفاس +واعااییی من دیوونه اینجور جاهام. _ و نیز من دیوونه دوجای دیگه‌م مشهد و راهیان نور +یه فلسفه ای دارم که میگه : هرجا که عطر یاس باشد دل می رهد سوی دیارش. هر جا که عطر مادرم هست، دل می دود با چشم گریان [ اندر احوالات] من و فاطمه و محدثه