eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
303 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
5 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی شهید شدنِ آقا محمد پیام سیاسی داشت. یک عمر برای امنیت جنگید. تهش بی خبر شهیدش کردند. ولی کاش ساعت حوالی یک و بیست دقیقه بامداد بود :) بهله گاندو !
•| مَلْجَأ |•
ولی شهید شدنِ آقا محمد پیام سیاسی داشت. یک عمر برای امنیت جنگید. تهش بی خبر شهیدش کردند. ولی کاش ساع
ولی واقعا شهید نشد ؛ یه حسی بهم میگه ! (متفکر بر صندلی اش تکیه می‌دهد) پ.ن : خواستید پست هاتون سین بخوره ، بنویسید گاندو . از من به شما نصیحت [ سکوتی توام با خنده ]
•| مَلْجَأ |•
ولی واقعا شهید نشد ؛ یه حسی بهم میگه ! (متفکر بر صندلی اش تکیه می‌دهد) پ.ن : خواستید پست هاتون سین ب
اگر آرپی‌جی به ماشین بخوره، ماشین آتیش می‌گیره. لذا به کنارش خورده و خیلی جای نگرانی نیست. پ.ن : برای اون دوستان دلنگران که نذر صلوات برداشتند. نکنید این کارو، یه فیلمه دیگه. ولی حالا خیالتون راحت. گاندو ی بعدی وجود داره. رواله؟
خب خب درگیر شهید شدن یا نشدن آقا محمد نشید. بچسبید به شکست مفتضحانه Mi6 . کم کم عینک دودی‌تون رو بزنید و پست های حماسی با آهنگ های . . . - همراهِ ما همراهیِ مردم - غیرت شمشیر است حاشا بزند زنگ ادیت بزنید ! پ.ن : جهتِ اینکه هدف کلیِ گاندو فراموش نشه .
بشر دچآرِ سوءاستفادۀ قدرت ها ست از علم ! پ.ن : پس از مدت ها فکر کردن درباره مباحث جامعه شناسی و سیرِ رویکرد های متنوع و قدرت و ثروت و دانش، وقتی با این جمله از مقام معظم رهبری برخورد کردم، نظریه های جامعه شناسی پیش چشمم چه حقیر شد.
یه جمله قشنگی گفت _ چه آدم هایی که گمنامانه دارند کار می‌کنند و ما نمی‌شناسیم‌شون ! اشاره به سیدحسن‌علی‌العماد !
طیب : همان پهلوانی است که وقتی سربازانِ شاهنشاهی به شعبون بی‌مخ گفتند برود او را از سر راه بردارد، شعبون بی‌مخ قالب تهی کرد. همان پهلوانی که ایستاد مقابل رژیم پهلوی و وقتی دستگیرش کردند گفتند چرا؟ گفت امام خمینی مرجع شیعه است. پسرِ فاطمة‌الزهرا ست. شما نباید این کارو می‌کردید. گفتند بگو اشتباه کردم. گفت نه ! شما اشتباه کردید. و تیربارانش کردند.
_ اصلا چرا مشهد تا جمکران انقدر دوره؟ من دلم می‌خواد نماز صبحم رو حرم ‌امام‌رضا'ع بخونم و دعای عهدم رو جمکران :)
'شهید حسن عشوری' ؟
تو صحن انقلاب روبه روی پنجره فولاد، یه خانمِ چادر گل‌گلی کنارم نشسته و به ترکی میگه _ الله ! منو ببین. حالمو ببین. تصدقت... و من به این فکر می‌کنم که چرا هربار می‌خوام تو حرم دعا کنم ، حرفامو با خدایا شروع می‌کنم؟ :)
در این حال و هوای شیرین و خنک حرم دم دمای سحر روبه روی پنجره فولاد صحن انقلاب، نسیم خنکِ گلاب و نعنا انگار می‌خواد روزهای دوری رو یادآورم بشه که برای من نیست. حضوری که نبوده و نیست و نمیدونم کی قراره گذرا ببینمش. شاید اصلا خاطرات من نیست. شاید همون خاطراته که برای اجدادمه نمی‌دونم اصلا . . . فقط می‌دونم دندون درد هم بد دردیه. اینو همون حضوری میگه که ندیدمش . . .