گفتم :
+ دنیا و اتفاقاتش زیادی پیچیده ست.
گفت:
_ شاید تو سخت میبینیش!
گفتم:
+ چطوری بشناسمش؟
گفت :
_ دنیا رو فراموش کن. خودتو بشناس. خودتو که بشناسی راهتو پیدا میکنی و درگیر هزارتوی دنیا نمیشی.
روی برگهی مقابلم نوشتم : خودت را بشناس!
[ اندر احوالات ]
•| مَلْجَأ |•
هروقت سویچو میچرخوند و استارت میزد آرام زمزمه میکرد : _ الهی به امید تو ! [اندر احوالات]
ورد لبش بود : توکلتُ علی الله
•| مَلْجَأ |•
سید مظلومان
بعد از فقدان این عزیز دیدم تقریبا همه روزنامهها و مطبوعات و در فضای مجازی و اشخاص گوناگون از جریان های مختلف از او حرف می زنند و تمجید می کنند دلم برای رئیسی سوخت؛ در زمان حیات او آنها حاضر نبودند یک کلام از این حرف ها را بزنند.
کلامِ آقا :)