در غزه چه میگذرد؟ طفلی نشسته میان آوارههای خانهاش دست در قوطی خالی شیرخشک میبرد و از نبود پیمانهای که شکم گرسنهاش را سیر کند، بغض میکند و اشک میریزد.
دیپلماسی گاهی میشود میدان! شجاعانه در دفاع از منافعت میایستی و واژهها، تکانِ انگشتان، حرکت ابروها، چرخشِ نگاه و حتی نحوهی قرارگرفتن کفشها میشود ابزارِ صحنه. عزت است این، عقلانیت است این. نگویید تناقضِ میدان و دیپلماسی، بگویید تطابقِ میدان و دیپلماسی!
قرار نیست به غربگراها میدان داد، همانطور که هوای هوچیگریها را نخواهیم داشت. لازمهی جامعهی ما اعتماد به سیاستهای نظام و اتحاد و انسجام درونی است.
_ نیاز دارم به یه شادی عمیق، از اونا که اشک از چشمم بیاد و دلم نخواد اون لحظات تموم بشه. که آگاهانه قدر اون لحظه هامو بدونم و از ته دلم خوشحال باشم
راست میگفت