دیپلماسی گاهی میشود میدان! شجاعانه در دفاع از منافعت میایستی و واژهها، تکانِ انگشتان، حرکت ابروها، چرخشِ نگاه و حتی نحوهی قرارگرفتن کفشها میشود ابزارِ صحنه. عزت است این، عقلانیت است این. نگویید تناقضِ میدان و دیپلماسی، بگویید تطابقِ میدان و دیپلماسی!
قرار نیست به غربگراها میدان داد، همانطور که هوای هوچیگریها را نخواهیم داشت. لازمهی جامعهی ما اعتماد به سیاستهای نظام و اتحاد و انسجام درونی است.
_ نیاز دارم به یه شادی عمیق، از اونا که اشک از چشمم بیاد و دلم نخواد اون لحظات تموم بشه. که آگاهانه قدر اون لحظه هامو بدونم و از ته دلم خوشحال باشم
راست میگفت
•| مَلْجَأ |•
کودکانِ غزه به جای این رنگِ آبیِ زیبای آسمان، دود میبینند، انفجار میبینند، پوکههای ساختمانهای منفجر شدهشان را و پیکر به آسمان رفتهی خواهران و برادرانشان را میبینند ...
ولی بزرگترین پیامی که پایتخت۷ داشت این بود که ایرانیه و خانوادهش؛ ایرانیه و اعتقاداتش! مادیات چی چی میگه این وسط!؟ :)
که سه چیز محبوبتان میکند: 1.دینداری 2.خاکی بودن ۳.بخشندگی [ غررالحکم، حدیث ۴۶۷۸ ]
شعر نزار قبانی در وصف سیدحسن رو باید زمانی بخونی که عصر باشه، رو تراس وایستی و تلاقی برگهای سبزِ انگور و سرمهایِ مایل به بنفشِ آسمون رو تماشا کنی، چای بنوشی، نوای بیکلام نداءالسماء هم پخش شه.