از هر سو تابوت شهیدی بر دست های مردم میآید...
پ.ن : به تاریخ پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴
ما امتِ خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم هستیم خدای غزوهی احد و شعب ابی طالب، راهِ شکست را بر ما بسته است. ما امت پیامبری هستیم که از سنگهای سخت و زمخت گیاهانی با طراوت و نستوه رویاند که ستونهای حکومت اسلامی شوند تا امروز اسلام به دست ما برسد، پیامبری که جاویدان است؛ تا زمین زمین است و زمان زمان، معجزهاش یاریگر قلبهای مومنان است. ما امتِ پیامبری هستیم که وصیّ او با یک دست درِ خیبر را از جا کند. فاش میگویم که راه شکست بر ما بسته است. به خود ببالیم که امتِ محمد رسول الله هستیم! [صلوات] :)
پ.ن : به تاریخ جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴
_ پیش آمده که وسط روز گاهی بی دلیل مینشینم به یکسری بدیهیات فکر میکنم. امروز داشتم به این فکر میکردم که من مسلمانم. بین اینهمه آدم در این کرهی خاکی، من مسلمانم. مسلمانِ اسلام، اسلامِ نابِ محمدی. پیامبرم رحمت للعامین است. پیامبری که پیشاپیشِ لشکر میآمد و هیبتش رعشه بر اندامِ ترسیدهی کفار میانداخت. پیامبری که قوتِ قلب مظلومان شد. که دینی را آورد جهانی، ازلی و ابدی. که اسلام دین خاتم است. که اسلام چارهی تمام دردهای بشری ست. پیامبرم از آن زمان به فکرِ منِ ساکن در قرن چهاردهم بود، او پیام آور اسلام بود، تک به تک آدمهای زمانه خود را مسلمان کرد تا ستونهای تشکیل حکومت اسلامی شوند، که حکومت اسلامی تشکیل شود، که تمدن اسلامی ایجاد شود، که اسلام بماند، که نسل به نسل بیاید و به دست من برسد، که من دوای دردم را در اسلام پیدا کنم، راه نجاتم را در قرآن پیدا کنم؛ همان قرآنی که آیه به آیه بر او نازل شد، قرآنی که اول از همه او زمزمه کرده است. خواندن این قرآن چقدر آرامش بخش است؛ که روزی آیاتش را نبی(ص) میخوانده. که من هم آیاتی را میخوانم که پیامبرم خوانده. امروز با همین یک جملهی من "مسلمانم" جوری حس شعف کردم که دلم خواست چشمانم را ببندم و تا مدینه پر بکشم. یا زمان را دور بزنم و به سال اول هجرت بروم و نمازم را به پیامبرم اقتدا کنم. که کلامشان را، طنین دل آرایشان را بشنوم، که غرقِ اشک شوم و شوق، عجب تصورِ شیرینی ست...
پ.ن : به تاریخ جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴
دلم برای کتابهای غزلیاتم، شیرکاکائوی داغ، بافتنِ شالگردنِ طوسی رنگی که پایانش را بلد نیستم جمع کنم، سریال دیدن و گردگیری کتابهای کتابخانهام تنگ شده.
پ.ن : به تاریخ دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴
https://eitaa.com/khamenei_ir/44233
اگر دانشجوی حقوقی ترجیحا حقوق بین الملل هستید به عنوان مقاله، پایاننامه، تز دکترا میتونید به جنبههای بین المللی این موضوع بپردازید. وقت جهاد علمیه!
پ.ن : به تاریخ دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴
لحن صدای دلنشین امام خامنهای آرامشِ جان است؛ تصدقشان!
پ.ن : به تاریخ شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴
خدایا هدایتم کن ؛ زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است . . .
[ شهید چمران ]
پ.ن : به تاریخ شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴
رو به جمعیت چند هزار نفری گفت : به یاد انقلابیون ۱۹ دی قم همه با هم مرگ بر شاه مرگ بر شاه مرگ بر شاه... بگو!
موقعیت : قم، چهلاخترون، ساعت 19:00
به تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴
انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.
سیدنا امام خامنهای ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
پستهای بالا بماند به یادگار از ده روزی که دفتریادداشتِ از جنسِ سیگنالها و خطوط فرضی سِرورهایم محدود بود. از حال و هوایی که ثبت شده است در سلولهای خاکستری یا شاید هم جایی حوالیِ لیمبیکِ مغزم.
https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239
در این ده روز خواندن و شنیدن را تمرین کردیم. اینبار شما بگویید