واژهها در سرم غوغا بهپا کردهاند. پاکوبان رژه میروند تا تصویری بسازند. از خطوطِ انتهایی لیمبیکِ مغزم ملودیِ مارش پخش میشود و واژهها قدمرو مانور پیادهنظام میدهند، واژهها میآیند و میروند. در سرم غوغایی به پا کردهاند و من، انگشت حیرت بر دهان فقط مینگرمشان. اما از بندهی کمترین به شما قول؛ روزی آسودهخاطر خواهم نشست و هزاران هزار ایدهی در سرم را کتابت خواهم کرد.
// رمضان۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با اسفند ۱۴۰۴ هجری شمسی
•| مَلْجَأ |•
من اگر دفترچهای از دهه شصت به دستم میرسید که کسی لحظه به لحظه اتفاقات جنگ را با قلم منحصر به فرد خ
بنویسید؛ از این روزها بنویسید، از تقابل حق و باطل بنویسید، از پیادهنظام های دشمن بنویسید، نگذارید واژهها را مصادره کنند. بنویسید چراکه هنوز جنگ تمام نشده و به قول آن تحلیلگر ما در روز سیزدهمِ جنگ دوازده روزه ایم . بنویسید؛ نسلهای آینده به روایتِ صحیح از این روزها نیاز دارند.
دل گفت وِصالَش به دُعا باز تَوان یافت
عُمریست که عُمرَم همه دَر کارِ دُعا رَفت
گفت : مُرواریدِ سیاه است سیَهچشمانت، اصیل است؛ بسانِ نفتِ خلیج فارس.
وَ شاید کسی جز سیاستخواندهها نداند او چه قیاس فاخری به کار برد!
فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّى عَتَبْتُ بِجَهْلِى عَلَيْكَ، وَلَعَلَّ
الَّذِى أَبْطَأَ عَنِّى هُوَ خَيْرٌ لِى لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ
الْأُمُورِ ، فَلَمْ أَرَ مَوْلىً كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ
لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَىَّ
از روی نادانی، بر تو نکوهش ورزیدم ؛ با
آنکه شاید به تأخیر افتادن روا شدن
حاجتمبرایم بهتر باشد چهتو بهسرانجام
امور آگاهی، پس هیچمولای کریمی را بر
بنده پستی، شکیباتر از تو بر خود ندیدم
يَا رَبِّ، إِنَّكَ تَدْعُونِى فَأُوَلِّى عَنْكَ، وَتَتَحَبَّبُ
إِلَىَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ ، وَ تَتَوَدَّدُ إِلَىَّ فَلَا أَقْبَلُ
مِنْكَ كَأَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ ؛ فَلَمْ يَمْنَعْكَ
ذٰلِكَمِنَالرَّحْمَةِلِى وَالْإِحْسانِ إِلَىَّ وَالتَّفَضُّلِ
عَلَىَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَارْحَمْ عَبْدَكَالْجاهِلَ
وَجُدْ عَلَيْهِبِفَضْلِ إِحْسانِكَ إِنَّكَ جَوادٌ كَرِيمٌ
تو مرا میخوانیومن از تو روی میگردانم
و بامن دوستیمیورزی و منبا تودشمنی
میکنم، به من محبّت میکنی و من از تو
نمیپذیرم، گوئیمرا بر توحق مهرومحبت
است! و با همه اینها چیزیتو را از رحمت
و احسان بر من و مهرومحبت همراهجود
و بزرگواریات بر من بازنمیدارد ، بر بنده
نادانت رحم کن و با فزونی احسانت بر او
سخاوت و گشادهدستی داشته باش، زیرا
تو بخشنده کریمی،
اللّٰهُمَّ الْمُمْ بِه شَعَثَنا ، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا
وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا . . .
خدایا، پریشانی ما را به یاری او جمع کن
و پراکندگی ما را به او وحدت بخش و
گسیختگی ما را با او پیوند ده و اندک ما
را به او زیاد کن